تبليغاتX
من یه ماهی قرمزم





































من یه ماهی قرمزم

جمعه ام ... تعطيله تعطيل

 

THE END

 

 

 

نوشته شده در 90/01/18ساعت 8:35 توسط seductive|


میشه وبلاگ هدیه داد؟!
نوشته شده در 90/01/14ساعت 13:33 توسط seductive|


چندتا عکس یادگاری با یه بغضو چندتا نامه..

چندتا اهنگ قدیمی .. همه دلخوشیامه...

 

 

نوشته شده در 90/01/14ساعت 13:19 توسط seductive|


از صميم مغز ازت متنفرم...!

نوشته شده در 90/01/12ساعت 22:24 توسط seductive|


شده تا حالا کابوس ببينی..از خواب بپری و کلی خوشحال بشی که کابوس بوده؟
شده بزرگترين آرزوهاتو تو خواب ببينی..از خواب بپری و حالت گرفته بشه!؟
خب اين به اون در..
نوشته شده در 90/01/11ساعت 23:51 توسط seductive|


خيلی بده که آدم بهترين لحظات زندگيشو با روياهاش بسازه..

نوشته شده در 90/01/11ساعت 23:40 توسط seductive|


کی ميتونه به صورت تحليلی یه دلیل بیاره
که چرا با اين که پيتزا گرده جعبه اش مربعه!؟

نوشته شده در 90/01/11ساعت 23:32 توسط seductive|


خـــدا
تا همینجارو save کن
دارم کم میارم ...


***********************************


بــی‌کـس... بــی‌مـار ... بــی‌زار ...بــی‌چـاره ... بــی‌تـاب... بــی‌دار ... بــی‌یـار... بــی دل ...بــی‌صـدا ...بــی‌جـان... بــی‌نـوا ...بــی‌حـــس... بــی‌عـقـل... بــی‌صــاحــاب... بــی‌خـبـر ... بــی‌نـشـان ...
بــی‌بـال ... بــی‌وفــا ... بــی‌کـلام...بــی‌جـواب... بــی‌شـمار ...بــی‌نـفـس... بــی‌هـوا ...بــی‌خــود ...
بــی‌داد ...بــی‌روح ...بــی‌هــدف ...بــی‌راه ... بــی‌هــمزبـان ...بــی‌تو ... !!!



نوشته شده در 90/01/10ساعت 23:26 توسط seductive|



دیگه نوشتنم نمیاد.نه اینکه یبوست ذهنی گرفته باشما،نه. راستش دلم نمیاد بنویسم.آخه میبینم هرچی بخوام بنویسم اینقدر تلخ و سیاهه که هرکی بخونه حالش بد میشه. هیچ حس خوبی به هیچ کسی ندارم.کاش یکی بود تا من با اون حرف می زدم . نه اون با من!
 یادمه یه زمانی از خدا می خواستم که دوتا گونی پول از آسمون بندازه جلوی پام.الان دیگه خیلی وقته از این آرزوها ندارم.دوس دارم یه صاعقه بفرسته.نه!ببین خدا!اگه اینم خیلی کار داره و مقدماتیو میطلبه، به یه تیرآهن از بالای یه ساختمون نیم ساز ۲۰متری هم راضیم.فقط دیگه جلوی پام نمیخوام.درست بخوره تو فرق سر.قربانت.بعدا جبران می کنم...
بايد يه زنگ بزنم بالا به خود خدا گزارش بدم ، آدم گاهی وقتا فشنگ کم میاره....از بس نمیدونه تو چند تا جبهه باید بجنگه...
اونقدر حرف ميزنه كه اخرش نميفهمه از كجا شروع كرد كه به اينجا رسيد...بعضی وقتاــ فقط چند ثانیه ــ فکر میکنه از بقیه بیشتر میفهمه!
همین نشون میده چقدر احمقه! شروع ميكنه به ماستمالی کردن اینکه هرکاری کرد دودوتاش چهار تا نشد! و تابلوِ كه جر خورده سر اين قضايا
گيرم يه بار خرگوش سر به هوا خوابش برد! دليل نميشه هميشه لاك پشتاي احمق برنده شن....
تو تا ميتوني زير آب بزن! من پوستم كلفت تر ميشه آقاي مهندس...
تو بگو منو به چشم خواهرزادت يا خواهرت ميبيني! من هنوزم تورو به چشم يه مريض كثيف ميبينم..باور كن!
من يه رييس با شخصيت و با فهمُ شعور نياز دارمُ تو...

.
.
.
.
.
.

کمبود زیاد داری ، بدبخت !


*************************************************


اون موقع که تونستی جلوی یک گریه ی مسخره رو با گاز گرفتن لبات بگیری ؛ لیاقت لبخند زدن داری ...
من امروز لياقتشو نداشتم!


*************************************************


آخ... فردا دوباره کار شروع میشه ... من هنور ریفرش نشدم اما


نوشته شده در 90/01/10ساعت 23:24 توسط seductive|


دیشب :

 

خونه.. تنها... اتاق تاریک...چشای خیس... هق هق...

نوشته شده در 90/01/10ساعت 7:31 توسط seductive|



مطالب پيشين
»
»
»
»
» ... يا ...
»
» pizaa
»
» cast away
»

Design By : Pars Skin